اعتصاب

خرید بک لینک
همه همکارها از وضعیت بی حقوقی ناراضین. چهارماهه که حقوق نگرفتیم. مدیر هم فقط عذرخواهی میکنه و امید واهی میده، موسس پیداش نیست و ان شاالله که گور به گور شده.

امروز همکارها میگفتن بیایم اعتصاب کنیم و فرمهای طرح شهاب را تحویل ندیم یا کارنامه ی ترم بعد بچه ها رو نگه داریم تا باهامون تسویه حساب کنند.

من مخالفت کردم. در نظر همکارها یک بی عرضه جلوه کردم که حاضر است به هرکس و ناکسی سواری بده، اما من دلایل خودمو داشتم.

من دلم نمیخواد کارمو از دست بدهم. برام یه جور سرگرمیه. هرچقدرم اعصاب خرد کن و کسل کننده باشه از توی خونه نشستن بهتره. اینکه بهم نگن خونه دار، برام خیلی مهمتره تا اون چندرغازی که موسس میخواد بده.

گفتم من تا جای پامو در یک کار بهتر محکم نکنم، دست به اعتصاب نمیزنم. با اعتصاب شاید به حقم زودتر برسم اما از اونطرفم ممکنه کارمو از دست بدم.

من هیچ هنری ندارم. نه خیاطی بلدم. نه شیرینی پزی. نه آرایشگری. فقط بلدم پایان نامه بنویسم که اونم دیگه مشتری نیست. اعتصاب کنم رسما خونه نشینم و با توجه به سن و سالم و احوال روحیم دیگه موندگارم توی خونه.

چقدر من عاجز و بی هنرم...

خدایا بلاتکلیفی و ترس از آینده خیلی بد. من خیلی اضطراب دارم. نگرانم. میدونم تا حالا گشنه نموندم، زندگیم لنگ نشده، اما دلواپسم از اینکه برای هزینه کردن در خیلی چیزها باید دست و دلم بلرزه یا حسرت بخورم یا به فکر برم که اگه همینم نبود چه میکردم...

خدایا دلم خبرخوش غافلگیرکننده میخواد. خیلی بهش احتیاج دارم.یه چیزی که انرژیمو بالا ببره برای ادامه

گرگ و میش...

ما را در سایت گرگ و میش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 1:59

صفحه بندی